|
دیر زمانی شده که مرسوم است در مراسم عزاداری اهل بیت مدح و صفات امامان شیعه را بازگو میکنند. این کار دو اثر دارد؛ نخست اینکه حاضران در جلسه با ویژگیها و امتیازات خاص آنان آشنا و معرفتشان نسبت به مقام آن بزرگواران بیشتر میشود. این ثمر عقلانی و معرفتی بسیار با اهمیت است. اثر دیگر این که مخاطب با امام خویش ارتباط روحی و عاطفی برقرار میکند و روان او آرامش مییابد. در حقیقت در این گونه مراسم هم دل و هم عقل تغذیه میشود و هر کدام بهره خود را میبرند. اما از آنجایی که برخی میخواهند شور و شوق بیشتری در جلسه حاصل و مخاطب بیش از پیش شگفت زده شود و ندبه کند، میکوشند سخنانی را به امامان شیعه نسبت دهند که در پارهای موارد کفر و شرک محسوب میشود. مانند: لاالهالاحسین و یا لاالهالازینب، آنان که حسین را خدا میپندارند به غیر از کفر، عجب خدایی دارند. گاهی نیز صفت خالقیت قائل میشوند. «حیدر خالق ارض و سمایی» پیامبران و امامان معصوم با همه امتیازاتی که دارند مخلوق خدا هستند و وظیفه اصلی آنان هدایت بشریت به سمت سعادت است. نسبت خدایی به آنان دادن دو خسارت را به همراه دارد. نخست اینکه پیامبر و یا امام الگوی عملی انسانها میباشند و مهمترین نقش آنان در همه ابعاد زندگیشان، مقام الگو بودن آنهاست. قرآن پیامبر را اینگونه معرفی میکند: «لقد کان لکم فی رسول ا... اسوه حسنه لمن کان یرجوا ا... و الیوم الاخر و ذکر ا... کثیرا» قطعاً برای شما در (اقتدا به) رسول خدا سرمشقی نیکوست: برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد میکند. معصوم آنگاه میتواند برای انسان معمولی سرمشق باشد که مانند سایر انسانها دارای قوای درونی و قدرت دوری از معصیت باشد اما در مقابل هوای نفس ایستادگی نموده و اجازه ندهد عوامل منفی درونی از حالت تعادل خارج شود. پیامبر و امام معصوم مانند سایر انسانها وقتی غذا نخورند گرسنه میشوند و اگر جراحتی بر آنها وارد شود درد میکشند و تنها تفاوت آنها با انسانهای دیگر در این است که به پیامبر وحی شده و امام معصوم نیز از منبع و سرچشمه الهی تغذیه علمی میگردد. البته علم امام موجب سلب اختیار از وی نمیشود و اینگونه نیست که مانند ملائکه قدرت بر گناه نداشته باشند بلکه میتواند معصیت کند اما خود را باز میدارد. کسی که معتقد است حضرت علی (ع) در جنگ هر ضربه شمشیرش کارگر میافتاد و هر ضربهای که به او میخورد تاثیری نداشت چگونه این اشکال را پاسخ میدهد وقتی فرد دیگری میگوید من هم اگر جای او بودم همین کار را انجام میدادم. انسان اگر تضمین داشته باشد که در میدان جنگ هر ضربهای که میزند اثر دارد و هیچ ضربهای به او اثر نمیکند چگونه میتواند الگوی شجاعت باشد. حضرت علی (ع) در زمین کشاورزی کار میکند و عرق میریزد و خسته میشود او قطعاً میتواند برای بشریت الگو باشد چون راحت طلبی و رفاه را که طبع انسان به آن تمایل دارد کنار گذاشته و خستگی کار و تلاش را به جان خریده است و همچنین او الگوی از خود گذشتگی و ایثار است آنگاه که غذای خود را به فقیر میبخشد در صورتی که خود به آن احتیاج دارد و میتواند از طعم غذا لذت ببرد. حضرت زینب (س) نیز آنگاه میتواند برای رهروان اسوه استقامت و توکل باشد که وقتی با سختیها و پریشانیها روبرو میشود نشکند و ایستادگی نماید. سختیهایی که هر کس را میتوانست مچاله کند آن حضرت را سر بلند از آزمون بیرون آورد. پیامبری میتواند برای سایر انسانها الگو باشد که مانند آنها باشد با همان شرایط و ویژگیهای بشر معمولی. به همین دلیل در آیه دیگری، پیامبر اینگونه معرفی شده است: «قُل اِنَمّا بَشَرٌ مِثلُکُم یُوحَی اِلی اِنَمّا اِلاهُکُم اِلاهٌ واحِدٌ فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاءَ رَبَّه فَلیَعمَل عَمَلاً صالِحَاً وَ لاَ یَشرِک بِعِبادَه رَبَّهِ اَحَدا» من هم مثل شما بشری هستم و (لی) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است. پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد. خسارت دوم غلو و سخنان کفرآمیز این است که با هدف خلقت انسان و رسالت انبیاء سازگار نیست. در قرآن هدف از آفرینش انسان، معرفت و بندگی خدا معرفی شده «وَ ما خَلقت الجن و الانس الا لیعبدون» و هدف از رسالت پیامبران سوق دادن بشریت به توحید و یگانه پرستی است. صفت خالقیت و قدرت مطلق و علم بی نهایت، ویژگی مختص خداست و اگر معصومین علم و قدرت خود را از خالق خویش گرفتهاند به گونهای که سر رشته آن صفات به دست خداست و این چنین نیست که صفات آنها در عرض صفات خدا قرار بگیرد که بتوانند در خدا تاثیر بگذارند و یا خدای دیگری به حساب آیند. بدیهی است که هرگاه پیامبر و یا امام معصوم آنقدر بالا برده شود که در عرض خدا قرار گیرد و هیچ تفاوتی بین وی و خدا نباشد دیگر امتیاز و برتری برای خدا باقی نمیماند و این همان معنای شرک است که با یکتا پرستی سازگار نیست و دستور داده شده از آن بپرهیزیم و تنها معصیتی است که بخشوده نخواهد شد. ممکن است کسی از این کار دفاع و استدلال کند که این سخنان برخواسته از عشق و محبت است و به همین دلیل نه تنها اشکالی ندارد بلکه مستحب هم میباشد. و یا بگوید: شعر هر چقدر در آن بیشتر از عنصر خیال بهره برده شود زیباتر است و مداح با خواندن این اشعار معنای مجازی آن را مد نظر دارد نه معنای حقیقیاش را. اما تمامی استدلالها در این زمینه توجیه پذیر نیست. از آن رو که برخی از سخنان غلو آمیز را در زمان زندگانی امامان معصوم ترویج میدادند میتوانیم پاسخ این پرسش را از کلام آن بزرگواران دریابیم. دقت در گفتار آن چشمههای معرفت نشان میدهد که این کار را صحیح نمیدانستند و مرتکب آن را منحرف و اهل شقاوت مینامیدند و از طرفی در سیره عملی خود با این تفکرات مبارزه میکردند. به عنوان نمونه حضرت علی (ع) میفرماید: «هَلَکَ فِیَّ رَجُلانِ مَحِبٌ غالٍ وَ مُبغِضٌ قالٍ». دو گروه به خاطر من به هلاکت افتادند افرادی که از روی محبت سخنان (غلوآمیز) را مطرح میکردند و گروهی که از روی دشمنی سخن گفتند.
|